لطفاً با کفش وارد نشوید !


خوب، بد، زشت

نوشته شده در روزانه با Pro Prog روی اکتبر 4, 2008

وقتی تو یه روز از صبح که بیدار می شم، همش اتفاقای خوب واسم میفته، دائم انتظار یه اتفاق بد رو می کشم  که بیاد گند بزنه به همه ی اون اتفاقای خوب … اگه هیچ اتفاق بدی واسم نیفته شاید دلیلش این باشه که اون اتفاقایی که فکر می کردم خوبن، اصلا خوب نبودن …

يك پاسخ برايش بگذاريد