خوب، بد، زشت
وقتی تو یه روز از صبح که بیدار می شم، همش اتفاقای خوب واسم میفته، دائم انتظار یه اتفاق بد رو می کشم که بیاد گند بزنه به همه ی اون اتفاقای خوب … اگه هیچ اتفاق بدی واسم نیفته شاید دلیلش این باشه که اون اتفاقایی که فکر می کردم خوبن، اصلا خوب نبودن …
یک نظر بنویسید